|
به دنبال در آمد ،كار و گردش
شدم آخر در اين دفتر پذيرش
كنون ديريست در اين كار هستم
3 سالي هست اينجا پاي بستم
نمي داني چه سختي ها كشيدم
مشقت ها و بي پولي چشيدم
همه روزم شده اميدواري
كه شايد حل شود يك روزگاري
زنم دائم به جانم مي زند غر
گلويم از بدهكاري شده پر
همش دم مي زنند از اين دفاتر
همش مي گن كه اوضاع هست وافر
همش قول و همش وعد و اخبار
شده اوضاع بي شرمانه بيمار
همش مي گن كه روستايي فقيره
نمي دونن كه شهري سيره سيره
همش مي گن منابع رفته بالا
شعار خدمت رساني شده حالا
براي حفظ اين ميز رياست
شد از اجبار كار ما رياضت
توي اخبار اين بسيار مي گن
منابع را به تسهيلات مي دن
ولي آيا كسي اونجا نشسته
ببينه كه دروغ ها پينه بسته
يه روز مي كن كه آمار دفاتر
ز تعدادش شده بسيار وافر
ولي آمار آيا فايده داره؟
عدد دادن به نيرنگ كار داره؟
قراردادي كه با نيرنگ بستند
همان هايي كه زيبا سخن هستند
در اخبار و مجله ، روزنامه
چنان دم مي زنند از كارنامه
ولي آيا به جاي ليست آمار
بلد هستند سامان دادن كار؟
همش مي گن فلان ارگان ميادش
حساب باز كنه ،حتما رفته يادش
بپرسيد از مديران گرامي
شعار سازان و دوستان گرامي
كسي حاضر ميشه از اين رياست
بياد بنشينه جاي من يه مدت ؟
شاعر : ع.ي نظر يادتون نره !!!! ارسال یادداشت (27یادداشت) |